انبار
anbâr[ʔæm.bɒ́ːɹ]
اسم
- انبار
- یاتاقان
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- انبار کالا
- تکیه گاه
- کمپ
- اردوگاه
دستور زبانِ Lager
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Lagers
- جمع
- die Lager, die Läger
- تلفظ
- [ˈlaːɡɐ]
همهٔ صورتها
- Läger
- Lagers
- Läger
- Lagern
- Lägern
- Läger
مثالها
Die Welt ist in zwei Lager geteilt.
دنیا به دو بستر تقسیم شده است.
das Zimmer war irgendwie auch Lager
اتاق یک جور انباری هم بود
sie setzten alles ein, was sie an Erfahrung auf Lager hatten
هر آنچه در چنتهٔ تجربه داشتند بیرون ریختند
etwas auf Lager haben
چیزی را در چنته داشتن