لاک
lâk[lɒːkʰʲ]
der Lack جمع: die Lacke اسم
اسم
- لاکlâk[lɒːkʰʲ](پوشش)(a resinous substance)
- رنگrangرِنگ[ɹæŋɡʲ̥](substance)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ورنی(transparent paint)تأییدنشده
دستور زبانِ Lack
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Lackes, des Lacks
- جمع
- die Lacke
- تلفظ
- [lak]
همهٔ صورتها
- Lackeحالت نهادی، جمع
- Lackesحالت اضافی، مفرد
- Lacksحالت اضافی، مفرد
- Lackeحالت اضافی، جمع
- Lackeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Lackenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Lackeحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
der Lack ist ab
رنگ و رو رفته
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها