فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماهی آزاد

mâhi-âzâd

der/das Lachs جمع: die Lachse, die Lachstöne اسم

اسم

  • ماهی آزادmâhi-âzâdماهیِ آزاد(fish)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قزل آلاقَزَل آلاتأییدنشده
  • سالمون(fish)تأییدنشده

دستور زبانِ Lachs

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Lachses, des Lachs
جمع
die Lachse, die Lachstöne
تلفظ
[laks]
همهٔ صورت‌ها
  • Lachseحالت نهادی، جمع
  • Lachsesحالت اضافی، مفرد
  • Lachseحالت اضافی، جمع
  • Lachseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Lachsenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lachseحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Lachstöneحالت نهادی، جمع
  • Lachstöneحالت اضافی، جمع
  • Lachstönenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lachstöneحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Lachs legt seine Eier im Süßwasser.

سومون در آب شیرین تخم می‌گذارد.

Der Lachs legt seine Eier im Süßwasser.

ماهی آزاد در آب شیرین تخم می‌گذارد.

Schneiden Sie den Lachs in kleine Stücke.

ماهی سالمون را به قطعات کوچک ببر.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #455270), cojiluc (fa #12580699), tatoeba.org
  2. ۲: xtofu80 (de #455270), cojiluc (fa #12580695), tatoeba.org
  3. ۳: MUIRIEL (de #352606), AsliAbbasi (fa #1601521), tatoeba.org
منابع و مجوزها