فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هزارتو

das Labyrinth جمع: die Labyrinthe اسم

اسم

  • هزارتو(maze)
  • باغ پر پیچ و خمباغِ پُر پیچ و خَم
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دالانهای مارپیچیدالانهایِ مارپیچیتأییدنشده
  • راه پیچ در پیچراهِ پیچ دَر پیچتأییدنشده
  • گم دشتگُم دَشتتأییدنشده
  • دهلیز گوشیدِهلیزِ گوشی(im Ohr)تأییدنشده
  • هزار توئی زیر زمینیهِزار توئیِ زیر زَمینی(unterirdisch)تأییدنشده
  • لابیرنت(maze)تأییدنشده
  • هزارخم(maze)تأییدنشده

دستور زبانِ Labyrinth

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Labyrinths, des Labyrinthes
جمع
die Labyrinthe
تلفظ
[labyˈʁɪnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Labyrintheحالت نهادی، جمع
  • Labyrinthsحالت اضافی، مفرد
  • Labyrinthesحالت اضافی، مفرد
  • Labyrintheحالت اضافی، جمع
  • Labyrinthenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Labyrintheحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Nimmt dieses Labyrinth denn überhaupt kein Ende?

آیا پایانی بر این پیچ پیچ است؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2163013), cojiluc (fa #13198817), tatoeba.org
منابع و مجوزها