هزارتو
اسم
- هزارتو
- باغ پر پیچ و خم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دالانهای مارپیچی
- راه پیچ در پیچ
- گم دشت
- دهلیز گوشی
- هزار توئی زیر زمینی
- لابیرنت
- هزارخم
دستور زبانِ Labyrinth
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Labyrinths, des Labyrinthes
- جمع
- die Labyrinthe
- تلفظ
- [labyˈʁɪnt]
همهٔ صورتها
- Labyrinthe
- Labyrinths
- Labyrinthes
- Labyrinthe
- Labyrinthen
- Labyrinthe
مثالها
Nimmt dieses Labyrinth denn überhaupt kein Ende?
آیا پایانی بر این پیچ پیچ است؟