فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ابزار آزمایشگاهی

تأییدنشده

das Laborgerät جمع: die Laborgeräte اسم

اسم

  • ابزار آزمایشگاهیتأییدنشده

دستور زبانِ Laborgerät

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Laborgeräts, des Laborgerätes
جمع
die Laborgeräte
تلفظ
[laˈboːɐ̯ɡəˌʁɛːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Laborgerätحالت نهادی، مفرد
  • Laborgeräteحالت نهادی، جمع
  • Laborgerätsحالت اضافی، مفرد
  • Laborgerätesحالت اضافی، مفرد
  • Laborgeräteحالت اضافی، جمع
  • Laborgerätحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Laborgeräteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Laborgerätenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Laborgerätحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Laborgeräteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها