فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیچ

pič[pʰiːt͡ʃʰ]

die Kurve جمع: die Kurven اسم

اسم

  • پیچpič[pʰiːt͡ʃʰ](gentle bend)
  • خمxam, xomخُم[xæm][xom](curve)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منحنیمُنحَنی(curved line)تأییدنشده
  • گردنهگَردَنهتأییدنشده
  • کمانkamân[kʰʲæ.mɒ́ːn](curve)تأییدنشده
  • پیچگاهتأییدنشده

دستور زبانِ Kurve

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Kurve
جمع
die Kurven
تلفظ
[ˈkʊʁvə], [ˈkʊʁfə]
همهٔ صورت‌ها
  • Kurvenحالت نهادی، جمع
  • Kurvenحالت اضافی، جمع
  • Kurvenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kurvenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها