فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قلب مصنوعی

تأییدنشده

das Kunstherz جمع: die Kunstherzen اسم

اسم

  • قلب مصنوعیتأییدنشده

دستور زبانِ Kunstherz

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Kunstherzens, des Kunstherzes
جمع
die Kunstherzen
تلفظ
[ˈkʊnstˌhɛʁt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Kunstherzحالت نهادی، مفرد
  • Kunstherzenحالت نهادی، جمع
  • Kunstherzensحالت اضافی، مفرد
  • Kunstherzesحالت اضافی، مفرد
  • Kunstherzenحالت اضافی، جمع
  • Kunstherzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kunstherzحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kunstherzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kunstherzحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kunstherzenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها