طلایه دار
تأییدنشده
der Kundschafter جمع: die Kundschafter اسم
اسم
- طلایه دارطَلایه دارتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جاسوسjâsus[d͡ʒɒː.súːs](person sent out to gain and bring in tidings)تأییدنشده
دستور زبانِ Kundschafter
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Kundschafters
- جمع
- die Kundschafter
- تلفظ
- [ˈkʊntʃaftɐ]
همهٔ صورتها
- Kundschafterحالت نهادی، مفرد
- Kundschafterحالت نهادی، جمع
- Kundschaftersحالت اضافی، مفرد
- Kundschafterحالت اضافی، جمع
- Kundschafterحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Kundschafternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Kundschafterحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Kundschafterحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها