فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خودکار

xodkâr[xod̪.kʰɒːɹ]

der Kugelschreiber جمع: die Kugelschreiber اسم

اسم

  • خودکارxodkâr[xod̪.kʰɒːɹ](pen)(ballpoint pen, biro)(writing tool)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیروتأییدنشده
  • قلمġalamقَلَم[qæ.lǽm](writing tool)تأییدنشده

دستور زبانِ Kugelschreiber

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kugelschreibers
جمع
die Kugelschreiber
تلفظ
[ˈkuːɡl̩ˌʃʁaɪ̯bɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Kugelschreiberحالت نهادی، مفرد
  • Kugelschreiberحالت نهادی، جمع
  • Kugelschreibersحالت اضافی، مفرد
  • Kugelschreiberحالت اضافی، جمع
  • Kugelschreiberحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kugelschreibernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kugelschreiberحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kugelschreiberحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Schreiben möchte ich mit diesem Kugelschreiber nicht.

نمی خواهم با این قلم بنویسم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: BraveSentry (de #669865), reto (fa #668403), tatoeba.org
منابع و مجوزها