فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بلبرینگ

das Kugellager جمع: die Kugellager اسم

اسم

  • بلبرینگبُلبرینگ
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بوشboveš, bowš[bo.veʃ][bowʃ]تأییدنشده
  • یاتاقانتأییدنشده
  • ساچمه ایتأییدنشده
  • یلبرینگیُلبرینگتأییدنشده

دستور زبانِ Kugellager

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Kugellagers
جمع
die Kugellager
تلفظ
[ˈkuːɡl̩ˌlaːɡɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Kugellagerحالت نهادی، مفرد
  • Kugellagerحالت نهادی، جمع
  • Kugellagersحالت اضافی، مفرد
  • Kugellagerحالت اضافی، جمع
  • Kugellagerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kugellagernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kugellagerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kugellagerحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها