فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماهی بادکنکی

تأییدنشده

der Kugelfisch جمع: die Kugelfische اسم

اسم

  • ماهی بادکنکیتأییدنشده

دستور زبانِ Kugelfisch

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kugelfisches, des Kugelfischs
جمع
die Kugelfische
تلفظ
[ˈkuːɡl̩ˌfɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • Kugelfischeحالت نهادی، جمع
  • Kugelfischesحالت اضافی، مفرد
  • Kugelfischsحالت اضافی، مفرد
  • Kugelfischeحالت اضافی، جمع
  • Kugelfischeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kugelfischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kugelfischeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er wurde von dem Kugelfisch vergiftet, den er aß.

او از بادکنک ماهی‌ای که خورد مسموم شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #792959), cojiluc (fa #9982122), tatoeba.org
منابع و مجوزها