فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گوی آذرخش

تأییدنشده

der Kugelblitz جمع: die Kugelblitze اسم

اسم

  • گوی آذرخشتأییدنشده

دستور زبانِ Kugelblitz

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kugelblitzes
جمع
die Kugelblitze
تلفظ
[ˈkuːɡl̩ˌblɪt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Kugelblitzeحالت نهادی، جمع
  • Kugelblitzesحالت اضافی، مفرد
  • Kugelblitzeحالت اضافی، جمع
  • Kugelblitzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kugelblitzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kugelblitzeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها