فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گوی

تأییدنشده

guy[ɡ̥uːj]

die Kristallkugel جمع: die Kristallkugeln اسم

اسم

  • گویguy[ɡ̥uːj]تأییدنشده

دستور زبانِ Kristallkugel

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Kristallkugel
جمع
die Kristallkugeln
تلفظ
[kʁɪsˈtalˌkuːɡl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Kristallkugelحالت نهادی، مفرد
  • Kristallkugelnحالت نهادی، جمع
  • Kristallkugelحالت اضافی، مفرد
  • Kristallkugelnحالت اضافی، جمع
  • Kristallkugelحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kristallkugelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kristallkugelحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kristallkugelnحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Niemand hat eine Kristallkugel, die das Ende dieser Geschichte zeigt.

هیچکس جام بلورینی که پایان این داستان را نشان دهد را ندارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4929630), cojiluc (fa #8133704), tatoeba.org
منابع و مجوزها