فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کریستالیت

تأییدنشده

der Kristallit جمع: die Kristallite اسم

اسم

  • کریستالیتتأییدنشده

دستور زبانِ Kristallit

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kristallits
جمع
die Kristallite
تلفظ
[kʁɪstaˈliːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Kristalliteحالت نهادی، جمع
  • Kristallitsحالت اضافی، مفرد
  • Kristalliteحالت اضافی، جمع
  • Kristallitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kristalliteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها