فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تدبیر بحران

تأییدنشده

das Krisenmanagement جمع: die Krisenmanagements اسم

اسم

  • تدبیر بحرانتَدبیرِ بُحرانتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مدیریت بحرانتأییدنشده

دستور زبانِ Krisenmanagement

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Krisenmanagements
جمع
die Krisenmanagements
تلفظ
[ˈkʁiːzn̩ˌmɛnɪt͡ʃmənt]
همهٔ صورت‌ها
  • Krisenmanagementحالت نهادی، مفرد
  • Krisenmanagementsحالت نهادی، جمع
  • Krisenmanagementsحالت اضافی، مفرد
  • Krisenmanagementsحالت اضافی، جمع
  • Krisenmanagementحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Krisenmanagementsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Krisenmanagementحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Krisenmanagementsحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها