فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خراش

xarâš[xæ.ɹɒ́ːʃ]

der Kratzer جمع: die Kratzer اسم

اسم

  • خراشxarâšخَراش[xæ.ɹɒ́ːʃ](disruption or mark on a surface)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خشxašخَش[xæʃ]تأییدنشده

دستور زبانِ Kratzer

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kratzers
جمع
die Kratzer
تلفظ
[ˈkʁat͡sɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Kratzerحالت نهادی، مفرد
  • Kratzerحالت نهادی، جمع
  • Kratzersحالت اضافی، مفرد
  • Kratzerحالت اضافی، جمع
  • Kratzerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kratzernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kratzerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kratzerحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Das ist nur ein Kratzer.

این فقط یک خراش است.

Hier ist ein Kratzer. Können Sie mir Rabatt geben?

اینجا یک خراش است. می‌توانید به من تخفیف بدهید؟

Pass auf, dass du keine Kratzer in die Möbel machst.

مواظب باش مبلمان را خراش ندهی.

ترجمهٔ غیرمستقیم

pass auf, dass das keinen Kratzer abbekommt

مواظب باش تا خش نیافتد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2195877), cojiluc (fa #10801621), tatoeba.org
  2. ۲: Wolf (de #361812), cojiluc (fa #10801626), tatoeba.org
  3. ۳: raggione (de #3690419), cojiluc (fa #10801618), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها