تشنج
tašannuj[t̪ʰæ.ʃæn.nód͡ʒ̥]
اسم
- تشنج
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چنگک
- ارتعاش
- چنگه
دستور زبانِ Krampf
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Krampfes, des Krampfs
- جمع
- die Krämpfe
- تلفظ
- [kʁamp͡f]
همهٔ صورتها
- Krämpfe
- Krampfes
- Krampfs
- Krämpfe
- Krampfe
- Krämpfen
- Krämpfe
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich habe einen Krampf im Bein.
من یک گرفتگی عضلانی در ساق پا دارم.
Er bekam beim Schwimmen einen Krampf.
او در هنگام شنا یک گرفتگی عضلانی پیدا کرد.