صدا
sedâ, sadâ[se.d̪ɒ́ː][sæ.d̪ɒ́ː]
der Krach جمع: die Kräche اسم
اسم
- صداsedâ, sadâصِدا[se.d̪ɒ́ː][sæ.d̪ɒ́ː](صدای ناخواسته، سروصدا)(various sounds, usually unwanted)
- سر و صداsar o sedâسَر و صِدا[sæɹ ʔo se.d̪ɒː](various sounds, usually unwanted)(noise as made by a crowd)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- غلیان و خروشغَلَیان و خُروشتأییدنشده
- نوفه(various sounds, usually unwanted)تأییدنشده
دستور زبانِ Krach
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Kraches, des Krachs
- جمع
- die Kräche
- تلفظ
- [kʁax]
همهٔ صورتها
- Krächeحالت نهادی، جمع
- Krachesحالت اضافی، مفرد
- Krachsحالت اضافی، مفرد
- Krächeحالت اضافی، جمع
- Kracheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Krächenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Krächeحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
die Tür mit Krach zuschlagen
در را با سر و صدا بستن
mit jem. Krach haben
با کسی دعوا کردن
Mach keinen Krach, ich lerne.
سر و صدا ایجاد نکن, من دارم مطالعه می کنم
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
- ۳: Dejo (de #760455), pedrampc68 (fa #535048), tatoeba.org
منابع و مجوزها