فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لباس صحنه

تأییدنشده

das Kostüm جمع: die Kostüme اسم

اسم

  • لباس صحنهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کت و دامنکُت و دامَنتأییدنشده
  • کاستیوم(dress of a particular country, period or people)تأییدنشده

دستور زبانِ Kostüm

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Kostüms, des Kostümes
جمع
die Kostüme
تلفظ
[kɔsˈtyːm]
همهٔ صورت‌ها
  • Kostümحالت نهادی، مفرد
  • Kostümeحالت نهادی، جمع
  • Kostümsحالت اضافی، مفرد
  • Kostümesحالت اضافی، مفرد
  • Kostümeحالت اضافی، جمع
  • Kostümحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kostümenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kostümحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kostümeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ein schickes Kostüm.

یک کت شیک.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #719456), cojiluc (fa #8373141), tatoeba.org
منابع و مجوزها