فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خوردگی

xordegi[xoɹ.d̪æ.ɡʲíː]

die Korrosion جمع: die Korrosionen اسم

اسم

  • خوردگیxordegiخوردِگی[xoɹ.d̪æ.ɡʲíː](corrosion)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زنگ‌زدگیزَنگزَدِگیتأییدنشده

دستور زبانِ Korrosion

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Korrosion
جمع
die Korrosionen
تلفظ
[kɔʁoˈzi̯oːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Korrosionحالت نهادی، مفرد
  • Korrosionenحالت نهادی، جمع
  • Korrosionحالت اضافی، مفرد
  • Korrosionenحالت اضافی، جمع
  • Korrosionحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Korrosionenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Korrosionحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Korrosionenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها