فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

همبستگی

ham-bastegi

die Korrelation جمع: die Korrelationen اسم

اسم

  • همبستگیham-bastegi(measure of relationship)(correlation)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ارتباط متقابلاِرتِباطِ مُتَقابِلتأییدنشده
  • ضریب همبستگیتأییدنشده

دستور زبانِ Korrelation

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Korrelation
جمع
die Korrelationen
تلفظ
[kɔʁelaˈt͡si̯oːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Korrelationenحالت نهادی، جمع
  • Korrelationenحالت اضافی، جمع
  • Korrelationenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Korrelationenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

in Korrelation zueinander sein

به فرا خور

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها