فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سبد

sabad[sæ.bæd̪̥]

der Korb جمع: die Körbe اسم

اسم

  • سبدsabadسَبَد[sæ.bæd̪̥](container)(geflochtener Behälter; Korb)
  • زنبیلزَنبیل(container)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تور بسکتبال(Basketball)تأییدنشده
  • سلهسَلهتأییدنشده

دستور زبانِ Korb

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Korbes, des Korbs
جمع
die Körbe
تلفظ
[kɔʁp]
همهٔ صورت‌ها
  • Körbeحالت نهادی، جمع
  • Korbesحالت اضافی، مفرد
  • Korbsحالت اضافی، مفرد
  • Körbeحالت اضافی، جمع
  • Korbeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Körbenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Körbeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Dieser Korb ist voll mit Feigen.

این سبد پر از انجیر است.

Tanze nicht, wenn du einen Korb mit Eiern trägst!

هنگامی که یک سبد تخم‌مرغ حمل می‌کنی، نرقص!

Was ist im Korb?

چی توی سبده؟

jem. einen Korb geben

کسی را به درشتی جواب دادن

von dem bisschen sind 3 Körbe zurückgeblieben

سه سبد از این تکه پاره ها اضافه آمد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Tamy (de #4631429), cojiluc (fa #10834774), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1804694), cojiluc (fa #9554355), tatoeba.org
  3. ۳: Yorwba (de #7481900), Suroosh (fa #10143789), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها