فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کنسول

konsul

der Konsul جمع: die Konsuln اسم

اسم

  • کنسولkonsulکُنسول(official who protects the interests of citizens)(consul)historical
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کنسول رومتأییدنشده
  • قنسول(official who protects the interests of citizens)تأییدنشده

دستور زبانِ Konsul

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Konsuls
جمع
die Konsuln
تلفظ
[ˈkɔnzʊl]
همهٔ صورت‌ها
  • Konsulnحالت نهادی، جمع
  • Konsulsحالت اضافی، مفرد
  • Konsulnحالت اضافی، جمع
  • Konsulnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Konsulnحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها