فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استحکام

تأییدنشده

die Konsistenz جمع: die Konsistenzen اسم

اسم

  • استحکاماِستِحکامتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ثباتsabâtثَبات[sæ.bɒ́ːt̪ʰ][so.bɒ́ːt̪ʰ]تأییدنشده
  • جسمیتجِسمیَتتأییدنشده

دستور زبانِ Konsistenz

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Konsistenz
جمع
die Konsistenzen
تلفظ
[ˌkɔnzɪsˈtɛnt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Konsistenzenحالت نهادی، جمع
  • Konsistenzenحالت اضافی، جمع
  • Konsistenzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Konsistenzenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها