فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متولی ورشکستگی

تأییدنشده

der Konkursverwalter جمع: die Konkursverwalter اسم

اسم

  • متولی ورشکستگیمُتَوَلیِ وَرشِکَستِگیتأییدنشده

دستور زبانِ Konkursverwalter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Konkursverwalters
جمع
die Konkursverwalter
تلفظ
[kɔŋˈkʊʁsfɛɐ̯ˌvaltɐ], [kɔnˈkʊʁsfɛɐ̯ˌvaltɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Konkursverwalterحالت نهادی، مفرد
  • Konkursverwalterحالت نهادی، جمع
  • Konkursverwaltersحالت اضافی، مفرد
  • Konkursverwalterحالت اضافی، جمع
  • Konkursverwalterحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Konkursverwalternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Konkursverwalterحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Konkursverwalterحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها