فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کندانسور

تأییدنشده

der Kondensor جمع: die Kondensoren اسم

اسم

  • کندانسورتأییدنشده

دستور زبانِ Kondensor

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kondensors
جمع
die Kondensoren
تلفظ
[kɔnˈdɛnzoːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Kondensorenحالت نهادی، جمع
  • Kondensorsحالت اضافی، مفرد
  • Kondensorenحالت اضافی، جمع
  • Kondensorenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kondensorenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها