سازش
sâzeš[sɒː.zéʃ]
اسم
- سازش
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- توافق
- مصالحه
دستور زبانِ Kompromiss
اسم
- جنس دستوری
- der/das (مذکر، خنثی)
- حالت اضافی
- des Kompromisses
- جمع
- die Kompromisse
- تلفظ
- [kɔmpʁoˈmɪs]
همهٔ صورتها
- Kompromisse
- Kompromisses
- Kompromisse
- Kompromissen
- Kompromisse
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Wo Kompromisse fehlen, dominieren die Faustregeln.
هر جا فاقد مصالحه است، قوانین مشت حکمفرمایی میکنند.
Zwischen Spinne und Fliege kann es keinen Kompromiss geben.
بین عنکبوت ومگس هیچ توافقی نمیتواند وجود داشته باشد.