فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عارضه

تأییدنشده

die Komplikation جمع: die Komplikationen اسم

اسم

  • عارضه(پزشکی)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گرفتاریگِرِفتاریتأییدنشده

دستور زبانِ Komplikation

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Komplikation
جمع
die Komplikationen
تلفظ
[kɔmplikaˈt͡si̯oːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Komplikationenحالت نهادی، جمع
  • Komplikationenحالت اضافی، جمع
  • Komplikationenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Komplikationenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

es gibt Komplikationen

گرهی در کار است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها