فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

همکار

hamkâr[hæm.kʰɒ́ːɹ]

der Kollege جمع: die Kollegen اسم

اسم

  • همکارhamkârهَمکار[hæm.kʰɒ́ːɹ](somebody with whom one works)(fellow member of a profession)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • همتاhamtâهَمتا[hæm.t̪ʰɒ́ː]تأییدنشده
  • همپایههَمپایهتأییدنشده
  • رفیقrafiġرَفیق[ɹæ.fíːɢ̥](friend)محاوره‌ایتأییدنشده

دستور زبانِ Kollege

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kollegen
جمع
die Kollegen
تلفظ
[kɔˈleːɡə]
همهٔ صورت‌ها
  • Kollegenحالت نهادی، جمع
  • Kollegenحالت اضافی، مفرد
  • Kollegenحالت اضافی، جمع
  • Kollegenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kollegenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kollegenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kollegenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er ist mein Kollege.

او همکارم هست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2765848), mshahriarinia (fa #7745999), tatoeba.org
منابع و مجوزها