آشپزی
âšpazi[ʔɒːʃ.pʰæ.zíː]
اسم
- آشپزی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پختن
- پخت و پز
دستور زبانِ Kochen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Kochens
- تلفظ
- [ˈkɔxn̩]
همهٔ صورتها
- Kochens
مثالها
Bringe das Wasser zum Kochen.
آب را بجوشان.
Bringe das Wasser zum Kochen.
آب را به جوش آورید.
Bringe das Wasser zum Kochen.
آب را به جوش آور.
etwas zum Kochen bringen
چیزی را جوشانیدن
Maria half ihrer Mutter beim Kochen.
ماری به مادرش در آشپزی کمک کرد.
Bringe das Wasser zum Kochen.
آب را به جوش بیاورید.
Bringe das Wasser zum Kochen.
آب را به جوش بیاور.
Bringe das Wasser zum Kochen.
آب را بجوشانید.