فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گره

gereh[ɡʲe.ɹéʱ]

der Knoten جمع: die Knoten اسم

اسم

  • گرهgerehگِره[ɡʲe.ɹéʱ](علوم رایانه)(looping)(nautical unit of speed)(tangled clump)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رأسra's[ɹæʔs]تأییدنشده
  • گره مداریتأییدنشده

دستور زبانِ Knoten

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Knotens
جمع
die Knoten
تلفظ
[ˈknoːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Knotensحالت اضافی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Kannst du diesen Knoten entwirren?

آیا می‌توانی این گره را بگشایی؟

Mach dir einen Knoten

کف دستت بنویس

der Knoten ist geplatzt

بغض کسی ترکید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2993783), cojiluc (fa #10188674), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها