فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکستگی استخوان

der Knochenbruch جمع: die Knochenbrüche اسم

اسم

  • شکستگی استخوانشِکَستِگیِ اُستُخوان
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکستšekastشِکَست[ʃe.kʰʲǽst̪ʰ]((medicine) a break in a bone or cartilage)(fracture)تأییدنشده

دستور زبانِ Knochenbruch

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Knochenbruches, des Knochenbruchs
جمع
die Knochenbrüche
تلفظ
[ˈknɔxn̩ˌbʁʊx]
همهٔ صورت‌ها
  • Knochenbrücheحالت نهادی، جمع
  • Knochenbruchesحالت اضافی، مفرد
  • Knochenbruchsحالت اضافی، مفرد
  • Knochenbrücheحالت اضافی، جمع
  • Knochenbrucheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Knochenbrüchenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Knochenbrücheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها