فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زانو

zânu[zɒː.núː]

das Knie جمع: die Knie اسم

اسم

  • زانوzânu[zɒː.núː](joint in the middle of the leg and area around it)(knee)

دستور زبانِ Knie

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Knies
جمع
die Knie
تلفظ
[kniː]
همهٔ صورت‌ها
  • Kniesحالت اضافی، مفرد
  • Knienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Mein Knie schmerzt sehr.

زانویم خیلی درد می‌کند.

Ein Pfeil traf mein Knie.

یک پیکان به زانویم خورد.

Das Knie muss operiert werden.

زانو باید عمل شود.

auf den Knien rutschen

از روی زمین سر خوردن

jem. auf die Knie zwingen

کسی را به زانو در آوردن

das Kleid geht bis zum Knie

لباس تا به زانو میرسد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #973577), cojiluc (fa #8275855), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1346238), cojiluc (fa #8167126), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #897734), cojiluc (fa #8275860), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها