چماق
اسم
- چماق
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گرز
- چوبدست سر گره دار
- گوپال
دستور زبانِ Knüppel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Knüppels
- جمع
- die Knüppel
- تلفظ
- [ˈknʏpl̩]
همهٔ صورتها
- Knüppels
- Knüppeln
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
jem. wirft ihm den Knüppel zwischen die Beine
کسی چوب لای چرخ او می گذارد
mit Knüppeln bewaffnet werden
به چماقها مسلح شدن