فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کلوخ

der Klumpen جمع: die Klumpen اسم

اسم

  • کلوخکُلوخ(lump of something, especially of earth or clay)(Dreck)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قلمبهqolombe(something that protrudes, sticks out, or sticks together; a cluster or blob; a mound, hill, or group)(lump)تأییدنشده
  • لختهlaxteلَخته(z.B. Blut)تأییدنشده
  • کلوچهkolučeکُلوچه[kʰo.luː.t͡ʃʰé](Dreck)تأییدنشده

دستور زبانِ Klumpen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Klumpens
جمع
die Klumpen
تلفظ
[ˈklʊmpn̩], [ˈklʊmpm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Klumpenحالت نهادی، مفرد
  • Klumpenحالت نهادی، جمع
  • Klumpensحالت اضافی، مفرد
  • Klumpenحالت اضافی، جمع
  • Klumpenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Klumpenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Klumpenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Klumpenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها