کلوخ
der Klumpen جمع: die Klumpen اسم
اسم
- کلوخکُلوخ(lump of something, especially of earth or clay)(Dreck)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قلمبهqolombe(something that protrudes, sticks out, or sticks together; a cluster or blob; a mound, hill, or group)(lump)تأییدنشده
- لختهlaxteلَخته(z.B. Blut)تأییدنشده
- کلوچهkolučeکُلوچه[kʰo.luː.t͡ʃʰé](Dreck)تأییدنشده
دستور زبانِ Klumpen
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Klumpens
- جمع
- die Klumpen
- تلفظ
- [ˈklʊmpn̩], [ˈklʊmpm̩]
همهٔ صورتها
- Klumpenحالت نهادی، مفرد
- Klumpenحالت نهادی، جمع
- Klumpensحالت اضافی، مفرد
- Klumpenحالت اضافی، جمع
- Klumpenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Klumpenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Klumpenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Klumpenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها