فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کلیشه

keliše[kʰʲe.liː.ʃé]

das Klischee جمع: die Klischees اسم

اسم

  • کلیشهkeliše[kʰʲe.liː.ʃé](cliché)(overused phrase or expression)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تفکر قالبی(conventional, formulaic, and oversimplified conception, opinion, or image)تأییدنشده

دستور زبانِ Klischee

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Klischees
جمع
die Klischees
تلفظ
[kliˈʃeː]
همهٔ صورت‌ها
  • Klischeesحالت نهادی، جمع
  • Klischeesحالت اضافی، مفرد
  • Klischeesحالت اضافی، جمع
  • Klischeesحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Klischeesحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

jem. in ein Klischee pressen

کسی را در چارچوب معین مجسم کردن

منابع و ارجاع‌ها