کلیشه
keliše[kʰʲe.liː.ʃé]
اسم
- کلیشه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تفکر قالبی
دستور زبانِ Klischee
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Klischees
- جمع
- die Klischees
- تلفظ
- [kliˈʃeː]
همهٔ صورتها
- Klischees
- Klischees
- Klischees
- Klischees
- Klischees
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
jem. in ein Klischee pressen
کسی را در چارچوب معین مجسم کردن