تیغ
tiġ[t̪ʰiːɢ̥]
اسم
- تیغ
- تیغه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- لبه
دستور زبانِ Klinge
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Klinge
- جمع
- die Klingen
- تلفظ
- [ˈklɪŋə]
همهٔ صورتها
- Klingen
- Klingen
- Klingen
- Klingen
مثالها
Das Wort ist schärfer als die Klinge!
کلام برندهتر از تیغ است.
Das Messer hat eine scharfe Klinge.
چاقو یک تیغه تیز دارد.
Die Klinge war sehr scharf.
تیغه خیلی تیز بود.