فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تیغ

tiġ[t̪ʰiːɢ̥]

die Klinge جمع: die Klingen اسم

اسم

  • تیغtiġ[t̪ʰiːɢ̥](the flat part of a leaf or petal)(typically sharp-edged working end of a knife or other cutting tool)
  • تیغهtiġe[t̪ʰiː.ɢé](باستان‌شناسی)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لبهlabeلَبه[læ.bé]تأییدنشده

دستور زبانِ Klinge

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Klinge
جمع
die Klingen
تلفظ
[ˈklɪŋə]
همهٔ صورت‌ها
  • Klingenحالت نهادی، جمع
  • Klingenحالت اضافی، جمع
  • Klingenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Klingenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Das Wort ist schärfer als die Klinge!

کلام برنده‌تر از تیغ است.

Das Messer hat eine scharfe Klinge.

چاقو یک تیغه تیز دارد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Die Klinge war sehr scharf.

تیغه خیلی تیز بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1916337), cojiluc (fa #10780627), tatoeba.org
  2. ۲: karstenenh (de #2443809), manelie (fa #12699617), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2291560), manelie (fa #12699614), tatoeba.org
منابع و مجوزها