فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

موکل

movakkel[mo.vækʰʲ.kʰʲél̥]

der Klient جمع: die Klienten اسم

اسم

  • موکلmovakkelمُوَکِل[mo.vækʰʲ.kʰʲél̥](client)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مشتریmoštariمُشتَری[moʃ.t̪ʰæ.ɹíː](a customer or receiver of services)تأییدنشده
  • مراجع کنندهمُراجِعِ کُنَندهتأییدنشده
  • ارباب رجوعاَربابِ رُجوع(person who receives help or advice from a professional person)تأییدنشده

دستور زبانِ Klient

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Klienten
جمع
die Klienten
تلفظ
[kliˈɛnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Klientenحالت نهادی، جمع
  • Klientenحالت اضافی، مفرد
  • Klientenحالت اضافی، جمع
  • Klientenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Klientenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Klientenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Klientenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها