فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گیره

تأییدنشده

die Klemme جمع: die Klemmen اسم

اسم

  • گیره(woodworking tool)تأییدنشده

دستور زبانِ Klemme

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Klemme
جمع
die Klemmen
تلفظ
[ˈklɛmə]
همهٔ صورت‌ها
  • Klemmenحالت نهادی، جمع
  • Klemmenحالت اضافی، جمع
  • Klemmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Klemmenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Tom steckte finanziell in der Klemme.

تام در تنگنای مالی است.

in der Klemme sitzen

در گرفتاری بودن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2142455), cojiluc (fa #7278655), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها