پیانو
piâno
das Klavier
- جمع:
- die Klaviere
- حالت اضافی:
- des Klaviers, des Klavieres
۱Sie spielen Klavier.
آنها پیانو زدند.
اسم
- پیانو
دستور زبانِ Klavier
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Klaviers, des Klavieres
- جمع
- die Klaviere
- تلفظ
- [klaˈviːɐ̯]
همهٔ صورتها
- Klavier
- Klaviere
- Klaviers
- Klavieres
- Klaviere
- Klavier
- Klavieren
- Klavier
- Klaviere
مثالها
۲Er spielt Klavier wie ein Meister.
او مانند یک استاد، پیانو میزند.
۱Sie spielen Klavier.
آنها پیانو زدند.
۳Meine Tochter will ein Klavier.
دخترم پیانو میخواهد.
۴Ich spiele gern Klavier.
من دوست دارم با این پیانو بنوازم.
۵Ich spiele gerne Klavier.
من دوست دارم با این پیانو بنوازم.
۶Kann er Klavier spielen?
آیا او میتواند پیانو بنوازد؟
۷Wer spielt gerade Klavier?
چه کسی پیانو می نوازد؟
۸Kann er Klavier spielen?
آیا او میتواند پیانو بزند؟
۹Geige, Klavier und Harfe sind Musikinstrumente.
ویولون، پیانو و چنگ، آلات موسیقی هستند.
۱۰Ein Klavier ist teuer, aber ein Auto ist noch teurer.
یک پیانو گران است، اما یک ماشین گرانتر است.