انزوا
enzevâ[ʔen.ze.vɒ́ː]
اسم
- انزوا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- صومعگی
- آزمون
- امتحان
- تست
دستور زبانِ Klausur
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Klausur
- جمع
- die Klausuren
- تلفظ
- [klaʊ̯ˈzuːɐ̯]
همهٔ صورتها
- Klausuren
- Klausuren
- Klausuren
- Klausuren
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Klausuren sind direkt nach den Sommerferien.
امتحانات درست بعد از تعطیلات تابستان هستند.
Die Studenten protestierten gegen die unfaire Klausur.
دانشجویان ضد امتحان ناعادلانه اعتراض کردند.
Die Klausur war nicht schwer.
امتحان سخت نبود.
Die Klausuren sind alle vorbei.
امتحانات همگی تمام شدند.
Sie lernt für die Klausur.
آنها برای امتحان یاد میگیرند.
Die Klausuren sind direkt nach den Sommerferien.
امتحان درست بعد از تعطیلات تابستان.