فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازی‌های کودکان

تأییدنشده

das Kinderspiel جمع: die Kinderspiele اسم

اسم

  • بازی‌های کودکانتأییدنشده

دستور زبانِ Kinderspiel

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Kinderspieles, des Kinderspiels
جمع
die Kinderspiele
تلفظ
[ˈkɪndɐˌʃpiːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Kinderspieleحالت نهادی، جمع
  • Kinderspielesحالت اضافی، مفرد
  • Kinderspielsحالت اضافی، مفرد
  • Kinderspieleحالت اضافی، جمع
  • Kinderspieleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kinderspielenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kinderspieleحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ein Kinderspiel!

مثل آب خوردنه.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #11970417), Hussein64 (fa #5360392), tatoeba.org
منابع و مجوزها