فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کیمونو

der Kimono جمع: die Kimonos اسم

اسم

  • کیمونو(traditional Japanese clothing)

دستور زبانِ Kimono

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kimonos
جمع
die Kimonos
تلفظ
[ˈkiːmono]
همهٔ صورت‌ها
  • Kimonosحالت نهادی، جمع
  • Kimonosحالت اضافی، مفرد
  • Kimonosحالت اضافی، جمع
  • Kimonosحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kimonosحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Meine Mutter trägt zu Hause stets einen Kimono.

مادرم همیشه در خانه کیمونو می پوشد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #581256), AsliAbbasi (fa #1545685), tatoeba.org
منابع و مجوزها