فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آب‌شش

die Kieme جمع: die Kiemen اسم

اسم

  • آب‌ششآبشُش(breathing organ of fish)

دستور زبانِ Kieme

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Kieme
جمع
die Kiemen
تلفظ
[ˈkiːmə]
همهٔ صورت‌ها
  • Kiemeحالت نهادی، مفرد
  • Kiemenحالت نهادی، جمع
  • Kiemeحالت اضافی، مفرد
  • Kiemenحالت اضافی، جمع
  • Kiemeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kiemenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kiemeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kiemenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Fische haben Kiemen und Flossen.

ماهی آبشش و باله دارند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #4423511), manelie (fa #12877454), tatoeba.org
منابع و مجوزها