تار
تأییدنشده
târ[t̪ʰɒːɹ]
der Kettfaden جمع: die Kettfäden اسم
اسم
- تارtâr[t̪ʰɒːɹ](threads running lengthwise)(warp)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پودتأییدنشده
- تانه(threads running lengthwise)تأییدنشده
دستور زبانِ Kettfaden
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Kettfadens
- جمع
- die Kettfäden
- تلفظ
- [ˈkɛtˌfaːdn̩]
همهٔ صورتها
- Kettfadenحالت نهادی، مفرد
- Kettfädenحالت نهادی، جمع
- Kettfadensحالت اضافی، مفرد
- Kettfädenحالت اضافی، جمع
- Kettfadenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Kettfädenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Kettfadenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Kettfädenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها