فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تار

تأییدنشده

târ[t̪ʰɒːɹ]

der Kettfaden جمع: die Kettfäden اسم

اسم

  • تارtâr[t̪ʰɒːɹ](threads running lengthwise)(warp)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پودتأییدنشده
  • تانه(threads running lengthwise)تأییدنشده

دستور زبانِ Kettfaden

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kettfadens
جمع
die Kettfäden
تلفظ
[ˈkɛtˌfaːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Kettfadenحالت نهادی، مفرد
  • Kettfädenحالت نهادی، جمع
  • Kettfadensحالت اضافی، مفرد
  • Kettfädenحالت اضافی، جمع
  • Kettfadenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kettfädenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kettfadenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kettfädenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها