فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هسته

der Kern جمع: die Kerne اسم

اسم

  • هستههَسته(جبر)(centre of some fruits)(core, central part of something)(one of several parts in a computer processor)
  • دانهdâne[d̪ɒː.né](seed)(grain)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرحله کلیدیتأییدنشده
  • دلdelدِل[d̪el̥](centre or core)تأییدنشده
  • ماهیتmâhiyatماهیَت[mɒː.ɦi.jǽt̪ʰ]تأییدنشده

دستور زبانِ Kern

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kernes, des Kerns
جمع
die Kerne
تلفظ
[kɛʁn]
همهٔ صورت‌ها
  • Kerneحالت نهادی، جمع
  • Kernesحالت اضافی، مفرد
  • Kernsحالت اضافی، مفرد
  • Kerneحالت اضافی، جمع
  • Kerneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kernenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kerneحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Es steckt immer eine Frau im Kern großer Dinge.

همیشه یک زن در هستهٔ همهٔ چیزها مخفی است.

der Kern ist wichtiger als die Schale

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5181588), cojiluc (fa #8127337), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها