فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تخم

تأییدنشده

toxm[t̪ʰoxm]

der Keimling جمع: die Keimlinge اسم

اسم

  • تخمtoxmتُخم[t̪ʰoxm]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جنینjaninجِنین[d͡ʒæ.níːn]تأییدنشده
  • جوانهjavâneجَوانهتأییدنشده
  • دانهdâne[d̪ɒː.né]تأییدنشده
  • نطفهنُطفهتأییدنشده
  • گیاهکگیاهَکتأییدنشده

دستور زبانِ Keimling

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Keimlings
جمع
die Keimlinge
تلفظ
[ˈkaɪ̯mlɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Keimlingeحالت نهادی، جمع
  • Keimlingsحالت اضافی، مفرد
  • Keimlingeحالت اضافی، جمع
  • Keimlingenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Keimlingeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها