فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گلو

galu[ɡʲæ.luː]

die Kehle جمع: die Kehlen اسم

اسم

  • گلوgaluگَلو[ɡʲæ.luː](front part of the neck)(gullet or windpipe)(throat)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حلقومحُلقومتأییدنشده
  • گلو گاهگَلو گاهتأییدنشده
  • گلون(front part of the neck)(gullet or windpipe)محاوره‌ای، دریتأییدنشده

دستور زبانِ Kehle

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Kehle
جمع
die Kehlen
تلفظ
[ˈkeːlə]
همهٔ صورت‌ها
  • Kehlenحالت نهادی، جمع
  • Kehlenحالت اضافی، جمع
  • Kehlenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kehlenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Meine Kehle ist trocken.

گلویم خشک است.

die Kehle schmieren, etwas trinken

گلو تازه کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GuidoW (de #8308402), cojiluc (fa #8425738), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها