فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اخته کردن

تأییدنشده

die Kastration جمع: die Kastrationen اسم

اسم

  • اخته کردناَخته کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ Kastration

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Kastration
جمع
die Kastrationen
تلفظ
[kastʁaˈt͡si̯oːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Kastrationحالت نهادی، مفرد
  • Kastrationenحالت نهادی، جمع
  • Kastrationحالت اضافی، مفرد
  • Kastrationenحالت اضافی، جمع
  • Kastrationحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kastrationenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kastrationحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kastrationenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Ausschluss der Mathematik aus der Sphäre der Kultur kommt einer intellektuellen Kastration gleich.

حذف ریاضیات از عرصهٔ فرهنگ معادل با اختگی فکری است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #354551), cojiluc (fa #7832545), tatoeba.org
منابع و مجوزها