فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جعبه

ja'be[d͡ʒæʔ.bé]

der Kasten جمع: die Kästen, die Kasten اسم

اسم

  • جعبهja'beجَعبه[d͡ʒæʔ.bé](cuboid space; container)
  • صندوقsanduġصَندوق[sæn̪.d̪úːɢ̥](cuboid space; container)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باکس(cuboid space; container)تأییدنشده
  • جالباسیتأییدنشده
  • کابینتkâbinetکابینِت[kʰɒː.biː.nét̪ʰ](storage closet)تأییدنشده

دستور زبانِ Kasten

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kastens
جمع
die Kästen, die Kasten
تلفظ
[ˈkastn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Kästenحالت نهادی، جمع
  • Kastensحالت اضافی، مفرد
  • Kästenحالت اضافی، جمع
  • Kästenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kästenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Geld in den Kasten werfen

پول توی صندوق انداختن

منابع و ارجاع‌ها